X
تبلیغات
شعر کوتاه

شارژ ایرانسل

فال حافظ

شعر کوتاه

رباعی، دوبیتی، قطعه، غزل، هایکو، طرح

این وبلاگ به منظور ارائه رباعیات، قطعه ها، غزلهای کوتاه، دوبیتی های زیبا و ناب ادب پارسی و کلا شعر در انواع قالبهای کوتاه نظیر هایکو و طرح، راه اندازی شده است. از دوستان و بازدیدکنندگان محترم دعوت می گردد اگر نمونه های خوبی را در قالبهای شعری کوتاه می شناسند به منظور ثبت در وبلاگ برای نویسنده ارسال دارند.

:: استخاره
:: نژلا
:: فردا
:: یلدا
:: ایجاز
:: حافظ
:: کتاب
:: پنجره
:: امامی
:: قانون
:: نسرین
:: دانوش
:: دلنوشته
:: تک بیتی
:: برگ بی برگی
:: رضا کاظمی
:: دو استکان رباعی
:: کورش کوپی
:: سمانه آل خانیان
:: صمد ملک مکان
:: چشم و جبین
:: ریحانه مهرابی
:: قدیسۀ عریان
:: روزهای من
:: ستارۀ شرقی
:: حریرستان دلم
:: دانیال رحمانیان
:: نجمه نصیری
:: ماه تمام
:: الهه توانا
:: فاطمه رحمانی
:: ترانۀ باران
:: رضا محبی راد
:: نسرین علیزاده
:: سامره حمیدیان
:: سارا حسین زاده
:: منا صایینی
:: مهشید سادات
:: محمد باغبان پور
:: صبا کاظمیان
:: منوچهر بلیده
:: گپ دل
:: رانده شده
:: فریاد خاموش
:: غروب آفاق
:: لیلی اسدالهی
:: زکیه خوشخو
:: ونوس بیات
:: مهشید هاشمی
:: رویای ما
:: منگه تاب
:: اشک شعر
:: محفل شمس
:: اندیشه سرا
:: خانۀ کتاب ایران
:: جامعۀ ایرانیان
:: دفتر خاطرات
:: شعلۀ آواز
:: خزان زده
:: ادبستان
:: شعر ما
:: دیکشنری
:: کتاب صوتی
:: هزار کتاب
:: تازه های ادبی
:: سیب سرخ من
:: کلیسای محبت
:: روزمرگی های من
:: زین العابدین خسروی
:: پس کوچه های سکوت
:: در کوچه باغ شعر فارسی


مهشید هاشمی

باران ...

حقیقت آسمان را

به زمین خواهد رساند

حتی اگر

بزرگ ترین چتر غفلت را

بر سر گرفته باشیم.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه هجدهم خرداد 1392

اکبر جمشیدی اصفهانی (شاعر برهنه خوشحال)

ای دوست تو غم داری و من غم دارم

تو حوصله کم داری و من کم دارم

تو قدر مرا بدان و من قدر تو را

چون هر چه توراست جمله من هم دارم



نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه هفدهم خرداد 1392

امیلی دیکنسون

این که جز عشق هیچ نیست

تنها چیزیست که از عشق می دانیم

همین کافیست

بارِ کشتی باید

به قدرِ گنجایشِ آن باشد.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392

وحید عمرانی

باز آمده نوبهار و من سرگشته

در چنگ تحیرات مضطر گشته

عطار مگر ز خاک سر بر کرده ست

کاین گونه همه جهان معطر گشته؟!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392

میرزا حسن صفی علیشاه

خوش آنکه حدیث کفر و ایمان نشنید

افسانۀ کافر و مسلمان نشنید

جز جام شراب و دست ساقی نشناخت

جز رای نگار و حرف جانان نشنید



نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1392

قیصر امین پور

آنسان که تویی هیچکس آگه به تو نیست

راهی ز فرازِ عقلِ کوته به تو نیست

هر چند تو را هزار ره باشد لیک

جز راهِ دل از هیچ رهی ره به تو نیست



نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392

حسن آذری

حرف زیاد داریم اما ؛

ما همه کارگریم

از کوره اگر در برویم

آجر می شود نانمان!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392

امیر سنجوری

باران گرفته ام به هوای شکفتنت

جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت

با اشک های حلقه شده پای گونه هات

با دست های حلقه شده دور گردنت

من متهم به رابطه با واژۀ توام

مظنون به دستکاری گل های دامنت

این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب

در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392

شهناز اسحاقی

با من

رفت و آمد نکن

«رفتن»

فعل قشنگی نیست

با من

فقط راه بیا ...



نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392

عطار نیشابوری

آن لحظه که از اجل گریزان گردیم

چون برگ ز شاخ عمر ریزان گردیم

عالم ز نشاطِ دل به غربال کنید

زان پیش که خاکِ خاک بیزان گردیم



نوشته شده توسط وحید عمرانی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392

مونا اکبریان

نترس

دل ندارم

دوباره عاشق شوم!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392

وحید عمرانی

این زندگی طبیعی تکراری

می راندمان به ورطۀ بیزاری

این عالمِ کهنه را فنا باید کرد

در عالمِ تازه کرد باید کاری



نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1392

یوسف خوش نظر

به دوش می کشم اینک جنازۀ خود را

گرفتم از اجل آخر اجازۀ خود را

اقول اشهد ان لا اله الا عشق

شناختیم خداوند تازۀ خود را

دل صبور من آتشفشان خاموشی ست

که در خودش می ریزد گدازۀ خود را

برای این که نمانم به روی دست شما

به دوش می کشم اینک جنازۀ خود را



نوشته شده توسط وحید عمرانی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392

لیلا پیکری فر

انگشتانم را درو می کنند

تا فصل انگور را 

نشنیده بگیرم

به این زودی ها خمار تو

از چشمم نمی پرد

اما بگو

تا شرابِ نگاهت

چند خوشۀ پروین راه است؟



نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه سی و یکم فروردین 1392

حمید مصدق

گویندگان آن همه فریادِ

- این باد ،

آن مباد!

حتی درون آینه هم از نگاهِ خود

پرهیز می کنند

این اخته گشتگان ، همگی با سکوت خویش

شمشیرهای آخته را

تیز می کنند.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه سی ام فروردین 1392

زکیه خوشخو

شهرزادِ من!

قصه بس است ،

این پادشاه سالهاست که خوابیده.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392

زین العابدین خسروی بابادی
چشمانت ؛

آرامگاه آغا محمد خان

لبانت ؛

آتش بازی اسکندر

و چادرت ؛

درفش کاویانی

دریغا!

تنها پسری امروزی بودم

که نمی توانست

درس تاریخش را پاس کند!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392

قیصر امین پور
صبح خورشید آمد

دفتر مشق شبم را خط زد

پاک کن بیهوده است

اگر این خطها را پاک کنم

جای آنها پیداست

ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست!

تو بگو!

من کجا حق دارم

مشق هایم را

روی کاغذهای باطله با خود ببرم؟

می روم

دفتر پاکنویسی بخرم

زندگی را باید

از سرِ سطر نوشت!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392

کمال اسماعیل اصفهانی

هر جا که دلی هست ز غم فرسوده است

کس نیست که از رنج جهان آسوده است

گر بلبل محنت زده عاشق بوده است

باری دل غنچه از چه خون آلوده است؟!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392

امیرحسین دانشور

مقصد کجاست؟

که می بلعد

یکی یکی سکه هایم را اسب کوکی

و هر چه می تازد

به پایان نمی رسد ...



نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه بیست و سوم فروردین 1392

ابوسعید ابوالخیر

در عالم اگر فلک اگر ماه و خور است

از بادۀ مستی تو پیمانه خور است

فارغ ز جهانی و جهان غیر تو نیست

بیرون ز مکانی و مکان از تو پر است



نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه شانزدهم فروردین 1392

وحید عمرانی

سلام محبوبم

حرف های اول این سه خط را

کنار هم بچین

تا نامِ دردِ مرا بدانی:

عیب کار اینجاست که تا رسیدن

شبِ بی انتها را بی مهتاب

قدم باید برداشت بیقرار تا قاف.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392

کیکاووس یاکیده

عشق ، همین خنده های سادۀ توست

وقتی با تمام غصه هایت می خندی

تا از تمام غصه هایم رها شوم.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392

بوسون

بید از یاد برده است

ریشۀ خود را

در علف های نورسته.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392

عطار نیشابوری

ای مانده ز خویش در بلایی که مپرس

هرگز نرسیده ای به جایی که مپرس

از هر چه بدان زنده دلی پاک بمیر

تا زنده شوی به کبریایی که مپرس



نوشته شده توسط وحید عمرانی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392

مهدی جهاندار

آدم کجا ز میوۀ ممنوعه چیده بود؟

ابلیس با خدا به تفاهم رسیده بود

اثباتش اینکه سجده نمی کرد با غرور

روزی که پشت کلّ ملائک خمیده بود

انسان به هر جهت به معلم نیاز داشت

قاتل کسی بُوَد که کلاغ آفریده بود

یوسف نه از حیا به زلیخا نظر نداشت

بیچاره تا به حال زلیخا ندیده بود

زندان به دادِ یوسفِ بی پیرهن رسید

او نیز ورنه جامۀ عصمت دریده بود

این حرف ها به قیمت جانم تمام شد

مانند این غزل که به پایان رسیده بود



نوشته شده توسط وحید عمرانی در یکشنبه یازدهم فروردین 1392

ریچارد رایت

کلاغ به آرامی می نشیند

بر نردۀ خانۀ من

نگاهی به من پرت می کند و آنگاه

منقارش را پاک می کند

و می رود.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در شنبه دهم فروردین 1392

سامره حمیدیان

تمام آسمان اگر

بغض شود

و سی و یک زمستان

آنی بر سرم آوار ،

باز هم شکوفه می کنم

هزار بار

از باور بهار.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در جمعه نهم فروردین 1392

رضا کاظمی

بیا به هم دروغ بگوییم!

من بگویم:

بهار شده

تو باور کنی ،

بیایی.



نوشته شده توسط وحید عمرانی در پنجشنبه هشتم فروردین 1392

شهناز اسحاقی

هوای تو

دلم هوای تو را کرده است

تو که نیستی

این هوا

گرگ و میش را

سخت در آغوش می کشد!

بیچاره میش ها که در آغوش هوا

هم خانۀ گرگ ها شده اند!

و بیچاره تر گرگ ها ؛

که همیشه

نقشِ بدِ قصه را دارند

ای کاش هوایت را نمی کردم!



نوشته شده توسط وحید عمرانی در چهارشنبه هفتم فروردین 1392

مطالب پیشین


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by robaii
Design By : wWw.Theme-Designer.Com